تبعیض چیست؟

(?Vad är diskriminering)

تبعیض یعنی رفتاری که با شما می شود از دیگری بدتر باشد. در سوئد قانون تبعیض وجود دارد که تبعیض را ممنوع می کند. ولی تمام رفتارهای ناعادلانه در قانون معنای تبعیض نمیدهند.

به طور ساده می توان گفت که تعریف قانون از تبعیض بر چهار شرط استوار است. برای این که واقعه ای به عنوان تبعیض در نظر گرفته شود باید هر چهار شرط را دارا باشد.

  1. باید در مورد واقعه یا شرایطی باشد که حق کسی از بین می رود و یا به او توهین می شود.
  2. تضییع حق یا اهانت باید با یک یا چند مورد از مبانی تبعیض ارتباط داشته باشد(مثلاً جنسیّت یا سن)
  3. واقعه باید دربارۀ یکی از شش شکل تبعیض باشد که در قانون آمده است (مانند تبعیض مستقیم یا آزار و اذیّت).
  4. واقعه باید در یکی از حیطه های اجتماعی که مشمول این قانون می شوند اتّفاق افتاده باشد (مثلاً زندگی کاری یا بازار مسکن).

حتّی اگر تمام شرایط را دارا باشد باز هم نمیتوان مطمئن بود که واقعه ای تبعیض آمیز تلقّی شود. در بعضی از موارد قوانین و مقرّرات دیگری وجود دارد که مسئله را تحت تأثیر قرار می دهد. مثلاً اگر در یک رستوان به فردی زیر 18 سال الکل سرو نشود، نمی توان آن را به عنوان تبعیض بر اساس سن قلمداد کرد، چون قانون دیگری وجود دارد، به نام قانون الکل، که رستوران ها را از فروختن الکل به افراد زیر 18 سال منع می کند. عوامل دیگری هم هستند که باعث می شوند واقعه ای تبعیض شمرده نشود. در هر موردی باید به صورت تکی قضاوت شود.

1. باید دربارۀ واقعه ای باشد که حق کسی را ضایع می کند و با به او توهین می کند.

(Det ska handla om en händelse som missgynnar eller kränker en person)

تضییع حق یعنی فردی در جایگاه پائین تری قرار می گیرد و یا از پیشرفت، منفعت و یا خدماتی باز می ماند. مثلاً می تواند در مورد این باشد که کسی را به مصاحبۀ کاری دعوت نمی کنند، در فروشگاهی اجازۀ خرید ندارد، او را به رستورانی راه نمی دهند و یا خانه یا اتومبیلی را به او اجاره نمی دهند.

2. تضییع حق یا اهانت باید با یک یا چند تا از مبانی تبعیض ارتباط داشته باشد

(Missgynnandet eller kränkningen ska ha samband med en eller flera av de sju diskrimineringsgrunderna)

برای این که واقعه ای تبعیض آمیز تلقّی شود باید با یک یا چند مورد از مبانی تبعیض ارتباط داشته باشد. بر اساس قانون هفت پایه یا مبنا برای تبعیض وجود دارد. در اینجا می توانید دربارۀ آنها و آنچه شامل میشوند بیشتر بخوانید.

جنسیّت

مفهوم جنسیّت یعنی این که شخصی مرد است یا زن. ممنوعیّت تبعیض جنسی شامل افرادی که میخواهند وابستگی جنسی خود را تغییر دهند و یا داده اند نیز می شود.

هویّت و یا بیانات جنسیّتی

هویّت و یا بیانات فرا جنسیّتی یعنی این که فردی خود را زن یا مرد تعریف نمی کند، و یا این که فردی توسط نحوۀ لباس پوشیدن (و یا به طرق دیگر) بیان می کند که به جنسیّت دیگری تعلّق دارد.

وابستگی نژادی

منظور از وابستگی نژادی یک فرد، خواستگاه ملّیّتی و نژادی او، رنگ پوست و یا امثال آن است.

دین و یا باورهای آئینی دیگر

هندوئیسم، یهودیّت، مسیحیّت و اسلام مثالهایی از ادیان هستند. باورهای آئینی دیگر به اعتقاداتی گفته می شود که اساس خود را از بینش های مذهبی می گیرند و یا با آنها ارتباط دارند، مانند بودائی، آتئیسم و ندانم گرائی یا لا ادری گری. در مقابل شامل اعتقادات سیاسی و یا فلسفی نمی شود.

معلولیّت

معلولیّت یعنی کاهش ظرفیّت عملکردی یک فرد از لحاظ بدنی، روحی و یا ذهنی.

گرایشات جنسی

قانون، گرایشات جنسی را به صورت هم جنس گرا، دگر جنس گرا و دوجنس گرا تعریف می کند.

سن

سن یعنی طول عمر فرد. تمام انسان ها در هر سنی که باشند توسط قانون در مقابل تبعیض مصون هستند.

3. واقعه باید در مورد یکی از شش شکل تبعیض که در قانون وجود دارد باشد.

(Händelsen ska handla om någon av de sex formerna av diskriminering som finns i lagen)

بر اساس قانون شش شکل تبعیض وجود دارد:

  • تبعیض مستقیم
  • تبعیض غیر مستقیم
  • در دسترس نبودن
  • آزار و اذیّت
  • آزار و اذیّت جنسی
  • دستور دادن به تبعیض

تبعیض مستقیم

(Direkt diskriminering)

تبعیض مستقیم زمانی است که در شرایط مساوی با فردی رفتار بدتری نسبت به دیگری بشود و موضوع به یکی از مبانی تبعیض هم ارتباط داشته باشد. مثلاً:

  • یک کارفرما متوجّه می شود که نام یکی از متقاضیان کار شبیه نام خارجی هاست و به همین دلیل او را برای مصاحبه دعوت نمی کند.
  • یک رستوران فردی را راه نمی دهد چون او معلولیّتی دارد که صحبت کردن و حرکت کردنِ او را تحت تأثیر قرار می دهد.
  • یک بانک به فردی وام نمی دهد چون به نظر آنها سن بالائی دارد.

تبعیض غیر مستقیم

(Indirekt diskriminering)

تبعیض غیر مستقیم زمانی است که مقرّراتی وجود دارد که به نظر بی طرف می آید ولی حق افرادی را به دلیل یکی از مبانی تبعیض از بین می برد. مثلاً:

  • یک شرکت مسکن شرط داشتن اقامت دائم را می گذارد، که در این صورت حق کسانی که نژاد دیگری غیر از سوئدی دارند ضایع می شود.
  • یک کارفرما بدون دلیل داشتن گواهینامه رانندگی را اجباری می کند، که این حق افرادی را که معلولیّت دارند ضایع می کند.
  • کارفرمایی شرط حداقل طول قد را لحاظ می کند، که ممکن است حق خانم ها را ضایع کند.

در دسترس نبودن

(Bristande tillgänglighet)

در دسترس نبودن، زمانی است که یک تشکیلات کاری اقداماتی معقول در راستای این که فردی که معلولیّتی دارد بتواند در آن تشکیلات کاری شرکت کند انجام نمی دهد.

معقول بودن یا نبودن اقدامات انجام شده مثلاً بستگی به این دارد که آیا تشکیلات کاری شرایط کاربردی و اقتصادی انجام این اقدامات را دارد یا خیر. قانون همچنین این را هم در نظر می گیرد که آیا این موضوع مربوط به یک تماس کوتاه مدّت بوده است و یا یک رابطه طولانی مدّت، مثلاً آیا مربوط به بازدید فردی از یک فروشگاه است یا استخدام و یا تحصیلات طولانی تر.

مثالهایی از اقدامات معقول این های هستند

  • یک رستوران منوی خود را برای فردی که مشکل بینائی دارد می خواند
  • یک بانک خدمات بانکی خود را مثلاً از طریق مراجعۀ فردی، از طریق ایمیل و یا تلفن ارائه می کند.
  • یک بیمارستان اطّلاعات لازم را به صورت شفاهی و کتبی ارائه می کند.

در ارتباط با در دسترس بودن برای افراد معلول، قانون های بیشمار دیگری هم وجود دارند که اثر می گذارند (مثل قانون محیط کار). در صورتی که یک سازمان بر اساس یکی از این قوانین قابل دسترس نباشد، این نیز می تواند به عنوان تبعیض در نظر گرفته شود و به کارگزاری امور تبعیض DO گزارش شود.

قضاوت در مورد معقول بودن یا نبودن اقدامات در هر موردی به صورت جداگانه بررسی می شود.

دربارۀ قابلیّت دسترسی ناکافی در برگۀ اطّلاعاتی ما بیشتر بخوانید (Läs mer om bristande tillgänglighet i vårt faktablad)

آزار و آزار جنسی

(Trakasserier och sexuella trakasserier)

آزار و اذیّت رفتاری است که ارزشهای یک شخص را که با یک یا چند مورد از هفت مبنای تبعیض مرتبط است بشکند و تحقیر کند. این ها می تواند شامل نظر دادن، اظهارات بدنی و ژست ها و یا طرد کردن کسی باشد. مثالهایی از آزار و ادیّت می تواند مثل معلّمی باشد که دانش آموزی را به دلیل داشتن روسری مسخره می کند یا مسئولی در ادارۀ کار که فردی را به دلیل هم جنس گرا بودن تقلید و تمسخر می کند.

منظور از آزار جنسی این است که رفتارهایی با طبیعت جنسی از طرف کسی که مخاطب آنها قرار می گیرد پذیرفته شده و یا دلخواه نیست. مثلاً ممکن است مانند دست زدن و انگولک کردن کسی، تعریف کردن به طرزی ناخوشایند، دعوت کردن و یا اشارات مختلف باشد. فردی که مورد این آزار و اذیّت ها قرار می گیرد تعیین می کند که چه چیزی از طرف او تحقیر آمیز و توهین آمیز تلقّی شده است. گاهی کاملاً واضح است کسی که آزار می دهد باید توهین آمیز بودن رفتار خود را می فهمید. ولی شمائی که مورد این آزار قرار می گیرد هم باید چیزی را که شما را اذیّت می کند تعیین کنید و رفتاری را که برایتان ناخوشایند است و باید تمام شود را روشن کنید.

دستور دادن به تبعیض

(Instruktioner att diskriminera)

دستور دادن به تبعیض زمانی است که فردی به شخصی که به او وابسته است، مثل استخدامی خود، دستور می دهد و یا راهنمائی می کند که فرد دیگری را مورد تبعیض قرار دهد. مثلاً صاحب یک رستوران به کارکنانش می گوید که مردی که پیراهن زنانه به تن می کند نباید در اینجا پذیرائی شود و یا رئیسی به بخش جذب نیروی کاری می گوید که نباید افرادی را با سن معلوم استخدام کنند.

ممنوعیّت مقابله به مثل و اقدامات تلافی جویانه

(Förbud mot repressalier)

کسی که تبعیض را گزارش می دهد توسط قانون در مقابل هر گونه مجازات و یا مقابله به مثلی حمایت می شود. مثلاً شاید کارفرمایی از فردی که گزارش کرده کار بیشتری بکشد. ممنوعیّت مقابله به مثل شامل کسانی که بر اساس قانون تبعیض در یک بازرسی شرکت کرده اند هم می شود. این همچنین شامل کسانی که قاطعانه ابراز می کنند و یا آزار و یا آزار جنسی را می پذیرند هم می شود.

4. واقعه باید در یکی از حیطه های اجتماعی که مشمول قانون می شوند اتّفاق افتاده باشد

(Händelsen ska ha ägt rum inom något av de samhällsområden där lagen gäller)

ممنوعیّت تبعیض در حیطه های اجتماعی زیر معتبرند:

زندگی کاری

برای کسی که استخدام شده است، به دنبال کار می گردد، کار آموزی می کند و یا به دنبال محل کارآموزی می گردد و یا در محل کاری مأمور شده است

تحصیلات

برای کودکان، دانش آموزان و یا کسانی که برای تحصیلات تقاضا می کنند

تشکیلات سیاست های کاری و ادارۀ کاریابی بدون وظایف عمومی

برای کسانی که دنبال کار می گردند و یا در ارتباط با ادارۀ کاریابی هستند.

شروع و یا ادارۀ تشکیلات کاری

برای کسانی که میخواهند شرکتی را شروع کنند و یا آن را راه اندازی کنند و برای آن نیازمند کمک های مالی هستند

صلاحیّت های حرفه ای

برای کسانی که درخواست مدارک، مجوز کاری و یا مشابه آن را می کنند تا کاری را انجام دهند (مانند پزشک یا مترجم رسمی)

عضویّت در سازمانهای خاص

برای کسانی که برای عضویّت و یا همکاری در سازمان های کارکنان، کارفرمایان و یا حرفه ای تقاضا می کنند و یا می خواهند که از مزایای آن سازمانها استفاده کنند

اجناس، خدمات و مساکن

برای کسانی که مثلاً می خواهند خرید کنند، به رستوران بروند و یا تقاضای مسکن کنند

نشست های عمومی و یا نمایش عمومی

برای کسانی که میخواهند به کنسرت، بازار و یا نمایشگاهی بروند

خدمات و مراقبت های بهداشتی و پزشکی

برای کسانی که به مراکز بهداشتی و درمانی مانند بیمارستان و یا دندانپزشک مراجعه می کنند

خدمات اجتماعی، خدمات ایاب ذهاب سالمندان و کمک هزینۀ تغییرات منزل برای افراد معلول یا ناتوان

برای کسانی که مثلاً با خدمات اجتماعی تماس دارند

سیستم بیمۀ اجتماعی، بیمۀ بیکاری و کمک هزینۀ مالی تحصیلی

برای کسانی که مثلاً برای کمک هزینۀ والدین از ادارۀ بیمۀ همگانی درخواست می دهند و یا از ادارۀ مرکزی کمک های مالی تحصیلی ( CSN) تقاضای کمک هزینۀ مالی دارند

خدمت نظام وظیفه و یا خدمت غیر نظامی

برای کسانی که مثلاً برای سربازی نام نویسی می کنند و یا برای تحصیلات نظامی درخواست می دهند یا تحصیلات نظامی می کنند

برخورد در تماس با تشکیلات کاری عمومی

برای کسانی که مثلاً با یک سازمان تماس می گیرند تا توضیحات، راهنمائی، مشاوره و یا کمک دیگری بگیرند.

قانون تبعیض در هر جائی معتبر نیست

(Diskriminering gäller inte överallt)

قانون تبعیض مسائل بین اشخاص را بررسی نمی کند، مثل برخورد همسایه ها یا فامیل با همدیگر. قانون ممنوعیّت تبعیض شامل محتوای تبلیغات، تلویزیون، رادیو، رسانه های اجتماعی و روزنامه ها هم نمی شود. در این حیطه ها قوانین و مقرّرات دیگری وجود دارند که مجاز بودن یا نبودن موارد مختلف را مرزبندی می کنند.

ممانعت از حقِ گرفتن مرخصی والدین ممنوع است.

(Missgynnande av föräldralediga är förbjudet)

یک فرد استخدامی یا کسی که جویای کار است که مرخصی والدین دارد، می خواهد داشته باشد یا داشته است در برابر تضییع حق توسط کارفرمایان مصون هستند. این حمایت زمانی است که فردی مرخصی والدین دارد و یا برای مراقبت از کودک بیمار خود در خانه مانده است. مثالهایی از ضایع کردن حق در این مورد شامل از دست دادن کار، جابجایی در کار به وظایف کاری بدتر و یا افزایش حقوق کمتر می باشد.